91/12/27

«جدایی‌طلبی» مفهومی است که کشورها از کاربرد آن در ادبیات دیپلماتیک خود از آن اِبا دارند و به همین دلیل، این عبارت در ادبیات حقوق بین‌الملل نیز با بی‌توجهی یا کم‌توجهی مواجه شده است. شاهد مدعا، کنوانسیون حقوق جانشینی کشورها در خصوص معاهدات مورخ 1978 است که از عبارت «تجزیه» (separation) به جای «جدایی» (secession) استفاده کرده است. هرچند وجود بسیاری از کشورهای عضو جامعه بین‌المللی مدیون جدایی از کشورهای دیگر است و تولد 58 کشور از 200 کشور امروزی ناشی از جدایی بوده است، اما طبیعی است که اینک کشورها تمایلی به طرح موضوعات جدایی‌طلبی در روابط بین‌المللی خود نداشته باشند.
كتاب «درآمدي بر جدايي‌طلبي در حقوق بين‌الملل» كوششي است براي طرح مباحثي از جدايي‌طلبي كه از منظر حقوق بين‌الملل قابل طرح هستند: جايگاه جدايي‌طلبي در حقوق بين‌الملل،‌ شناسايي جدايي‌طلبان،‌ حقوق توسل به زور جدايي‌طلبان، حقوق بشردوستانه جدايي‌طلبان، مسؤوليت بين‌المللي جدايي‌طلبان،‌ جانشيني در جدايي‌طلبي و مداخله خارجي در جدايي‌طلبي از موضوعاتي هستند كه حقوق بين‌الملل در مورد آنها واجد اسناد و رويه‌هايي است. كتاب درآمدي بر جدايي‌طلبي در حقوق بين‌الملل كه مجموعه مقالاتي از دکتر سيد ياسر ضيايي به همراه ترجمه دو مقاله از كتاب «جدايي: نگرش‌هايي از حقوق بين‌الملل» است که با ديباچه دكتر سيد قاسم زماني توسط انتشارات شهردانش منتشر گرديد. این کتاب همچنين شامل تاريخ‌نگاري تشكيل و جدايي كشورهاست كه وضعيت تشكيل، كشور پيشين و سال استقلال 200 دولت را احصا كرده است. براي مطالعه فهرست مطالب كتاب به ادامه مطلب مراجعه فرماييد.


نوشته شده توسط دکتر احمدرضا توحیدی در 4:39 PM |  لینک ثابت   •